خرید بک لینک

نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده و خيابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى کنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر کجا که کوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله اى که محل بول باشد، روبروى عکس و مجسمه چيزى که روح دارد،مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جايى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.

کسى که در محل عبور مردم نماز مى خواند، يا کسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد کافى است

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 15:02

چيزهايى که در لباس نمازگزار مکروه است

چند چيز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهيز نمى کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تکمه هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى باشد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 15:02

*۳۱خرداد_شهید چمران روحش شاد و یادش گرامی*


زندگینامه شهید چمران

دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به روی دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت کشی بود که در حلال و حرام دقت زیادی داشت. او با شغل جوراب بافی، هزینه زندگی را تأمین می کرد؛ در حالی که همواره پول کمتری از مشتری ها می گرفت تا مطمئن باشد حق دیگران در روزی او آمیخته نیست. مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود. او اهل مطالعه و بحث درباره مسائل روز جامعه بود و همواره از اخبار و پیشامدهای کشورش خبر داشت.

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت.

در لبنان

پس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان دهی شده نیاز می باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم فکر خود، به مصر می روند و سخت ترین دوره های جنگ های چریکی و پارتیزانی را که هم زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می گیرند.

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم». شهید چمران در لبنان با فراهم ساختن فعالیت های چریکی و تربیت جوانان جنوب لبنان، کوشید توانایی رزمی برادران لبنانی خود را برای مقابله با اشغالگران صهیونیست بالا برد.

وجود سرداری چون چمرانِ عارف و مجاهد و برخورداری او از خلوص و ایثار، امام موسی صدر را بر آن داشت که حرکت مسلمانان مبارز لبنان را سازمان دهی کند و به جوانان محروم و مستضعف آن دیار، هویتی تازه بخشد تا مبارزات آنان، رنگ تازه ای به خود گیرد.

حماسه پاوه

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همة تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد؛ تا اینکه بالاخره در قضیة فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان، ارادة آهنینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد. در آن شب مخوف پاوه، همة امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همة شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهدة دکتر چمران واگذار شد.

حماسه سوسنگرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آیت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه ای جدید از جانب جادة اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت که در محاصرة تانک های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛

هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه می کشید، چهرة ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون تر وشوق به شهادتش افزون تر می شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید.

دهلاویه، حماسه آخر

آن شب، آخرین شبی بود که نوازش نسیم بهار برگونه های گلهای دشت بوسه می کاشت و برای سبزه ها غزل وداع می سرود و می رفت تا آمدنی دیگر. و اهواز زیر سایه سکوت شب، رؤیاهای شیرین پیروزی می دید. کسی چه می دانست فردا در «دهلاویه» چه خواهد گذشت؟ فقط خدا می دانست و شاید هم خاکریزهای دهلاویه! شب آبستن حادثه ای تلخ بود و گویی در سکوتی مرگبار منتظر خبری از نسیم صبح. و او بی اعتنا به تمام سیاهیها، اشکهایش را برای بارها و بارها پای ضریح سجاده به قربانگاه راز و نیاز می برد و می رفت تا آخرین نیایشهایش را بر صفحه صحیفه عشق، جاودانه سازد:

«خدایا! تو را شکر که مرا در آتش عشق گداختی. احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست. خدایا! به سوی تو می آیم و از عالم و عالمیان می گریزم. تو مرا در جوار رحمت خود سُکنی ده».

ویژگی های شخصیتی شهید چمران

شهید دکتر مصطفی چمران که همه زندگی، درس و دانشگاه را رها کرده و آمده بود جبهه، تا به عشق خدا و کشور، با دشمن بجنگد، در یکی از عملیات ها، در شبی مهتابی، همراه دوستان خود داشتند به دشمن شبیخون می زدند. در حین رفتن، ناگهان چمران می ایستد و رو به همراهان می گوید: به زیر پاهای خود نگاه کنید. آن ها نگاه می کنند، زمین پوشیده از گل های شقایق است. شهید چمران آن دشت را دور می زند و همراه یاران، از نقطه ای دیگر به دشمن حمله می کند. شهید چمران آن روز به دوستان خود چنین می گوید: ما نباید آن گل ها را زیر پای مان له کنیم. حال آن که عراقی ها آن جا را با تیر و خمپاره شخم می زدند. وقتی این ماجرا به گوش امام خمینی(ره) می رسد، امام می فرماید: «من چمران را دوست داشتم، اما الآن بیشتر دوست دارم.» (رسانیوز)

شهید چمران از منظر دیگران

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این چنین ستوده اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته جات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».

رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه های جنگ بود درباره او می فرماید: «شهید چمران، سال ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».

در آینه خاطرات

از روزهای اوّل قصد داشتم بروم «خرمشهر» و آبادان؛ لکن نمی شد. علت هم این بود که در اهواز، از بس کار زیاد بود، اصلاً از آن محلّی که بودیم، تکان نمی توانستم بخورم. زیرا کسانی هم که در خرمشهر می جنگیدند، بایستی از اهواز پشتیبانی شان می کردیم. چون واقعاً از هیچ جا پشتیبانی نمی شدند.

در آن جا، به طور کلّی، دو نوع کار وجود داشت. در آن ستادی که ما بودیم، مرحوم دکتر «چمران» فرمانده ی آن تشکیلات بود و من نیز همان جا مشغول کارهایی بودم. یک نوع کار، کارهای خودِ اهواز بود. از جمله عملیات و کارهای چریکی و تنظیم گروههای کوچک برای کار در صحنه ی عملیات. البته در این جاها هم، بنده در همان حدِّ توان، مشغول بوده ام... مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر 92، برای همراهان مرحوم چمران.

پرتوهایی از کلام شهید چمران

خدایا می خواهم فقیر بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند، خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.

خدایا درمندم و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می کنم که در این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

(بخشی از نیایش شهید دکتر مصطفی چمران)

در سایه سار قلم

در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاده است. مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَةً».

هیجان و اضطراب، هزاران دل بی قرار را در زمهریر انتظار و التهاب، به زانو درآورده که خدایا! چه خواهد شد؟! مردی پس از چهارده قرن، با بوی علی علیه السلام ، در خاک تنفس می کند، مردی که خلوت نخلستانش را مطالعات پیوسته و تلاش های علمی پر می کند و روز تکاپویش را، کار و کوشش و بندگی. مردی که با اقتدایی حقیقی، جز به تماشای مولا در تمام ابعاد زندگی نمی اندیشد. نگاهش به دنیا طوری است که گویی تا ابدیت زنده است و دیدگاهش به آخرت این است که تا آنی دیگر، از این جهان گذرا، خواهد کوچید!

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 15:02

نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده و خيابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى کنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر کجا که کوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله اى که محل بول باشد، روبروى عکس و مجسمه چيزى که روح دارد،مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جايى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.

کسى که در محل عبور مردم نماز مى خواند، يا کسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد کافى است

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 7:17

چيزهايى که در لباس نمازگزار مکروه است

چند چيز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهيز نمى کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تکمه هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى باشد.

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 7:17

*۳۱خرداد_شهید چمران روحش شاد و یادش گرامی*


زندگینامه شهید چمران

دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به روی دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت کشی بود که در حلال و حرام دقت زیادی داشت. او با شغل جوراب بافی، هزینه زندگی را تأمین می کرد؛ در حالی که همواره پول کمتری از مشتری ها می گرفت تا مطمئن باشد حق دیگران در روزی او آمیخته نیست. مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود. او اهل مطالعه و بحث درباره مسائل روز جامعه بود و همواره از اخبار و پیشامدهای کشورش خبر داشت.

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت.

در لبنان

پس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان دهی شده نیاز می باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم فکر خود، به مصر می روند و سخت ترین دوره های جنگ های چریکی و پارتیزانی را که هم زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می گیرند.

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم». شهید چمران در لبنان با فراهم ساختن فعالیت های چریکی و تربیت جوانان جنوب لبنان، کوشید توانایی رزمی برادران لبنانی خود را برای مقابله با اشغالگران صهیونیست بالا برد.

وجود سرداری چون چمرانِ عارف و مجاهد و برخورداری او از خلوص و ایثار، امام موسی صدر را بر آن داشت که حرکت مسلمانان مبارز لبنان را سازمان دهی کند و به جوانان محروم و مستضعف آن دیار، هویتی تازه بخشد تا مبارزات آنان، رنگ تازه ای به خود گیرد.

حماسه پاوه

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همة تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد؛ تا اینکه بالاخره در قضیة فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان، ارادة آهنینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد. در آن شب مخوف پاوه، همة امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همة شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهدة دکتر چمران واگذار شد.

حماسه سوسنگرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آیت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه ای جدید از جانب جادة اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت که در محاصرة تانک های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛

هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه می کشید، چهرة ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون تر وشوق به شهادتش افزون تر می شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید.

دهلاویه، حماسه آخر

آن شب، آخرین شبی بود که نوازش نسیم بهار برگونه های گلهای دشت بوسه می کاشت و برای سبزه ها غزل وداع می سرود و می رفت تا آمدنی دیگر. و اهواز زیر سایه سکوت شب، رؤیاهای شیرین پیروزی می دید. کسی چه می دانست فردا در «دهلاویه» چه خواهد گذشت؟ فقط خدا می دانست و شاید هم خاکریزهای دهلاویه! شب آبستن حادثه ای تلخ بود و گویی در سکوتی مرگبار منتظر خبری از نسیم صبح. و او بی اعتنا به تمام سیاهیها، اشکهایش را برای بارها و بارها پای ضریح سجاده به قربانگاه راز و نیاز می برد و می رفت تا آخرین نیایشهایش را بر صفحه صحیفه عشق، جاودانه سازد:

«خدایا! تو را شکر که مرا در آتش عشق گداختی. احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست. خدایا! به سوی تو می آیم و از عالم و عالمیان می گریزم. تو مرا در جوار رحمت خود سُکنی ده».

ویژگی های شخصیتی شهید چمران

شهید دکتر مصطفی چمران که همه زندگی، درس و دانشگاه را رها کرده و آمده بود جبهه، تا به عشق خدا و کشور، با دشمن بجنگد، در یکی از عملیات ها، در شبی مهتابی، همراه دوستان خود داشتند به دشمن شبیخون می زدند. در حین رفتن، ناگهان چمران می ایستد و رو به همراهان می گوید: به زیر پاهای خود نگاه کنید. آن ها نگاه می کنند، زمین پوشیده از گل های شقایق است. شهید چمران آن دشت را دور می زند و همراه یاران، از نقطه ای دیگر به دشمن حمله می کند. شهید چمران آن روز به دوستان خود چنین می گوید: ما نباید آن گل ها را زیر پای مان له کنیم. حال آن که عراقی ها آن جا را با تیر و خمپاره شخم می زدند. وقتی این ماجرا به گوش امام خمینی(ره) می رسد، امام می فرماید: «من چمران را دوست داشتم، اما الآن بیشتر دوست دارم.» (رسانیوز)

شهید چمران از منظر دیگران

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این چنین ستوده اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته جات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».

رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه های جنگ بود درباره او می فرماید: «شهید چمران، سال ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».

در آینه خاطرات

از روزهای اوّل قصد داشتم بروم «خرمشهر» و آبادان؛ لکن نمی شد. علت هم این بود که در اهواز، از بس کار زیاد بود، اصلاً از آن محلّی که بودیم، تکان نمی توانستم بخورم. زیرا کسانی هم که در خرمشهر می جنگیدند، بایستی از اهواز پشتیبانی شان می کردیم. چون واقعاً از هیچ جا پشتیبانی نمی شدند.

در آن جا، به طور کلّی، دو نوع کار وجود داشت. در آن ستادی که ما بودیم، مرحوم دکتر «چمران» فرمانده ی آن تشکیلات بود و من نیز همان جا مشغول کارهایی بودم. یک نوع کار، کارهای خودِ اهواز بود. از جمله عملیات و کارهای چریکی و تنظیم گروههای کوچک برای کار در صحنه ی عملیات. البته در این جاها هم، بنده در همان حدِّ توان، مشغول بوده ام... مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر 92، برای همراهان مرحوم چمران.

پرتوهایی از کلام شهید چمران

خدایا می خواهم فقیر بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند، خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.

خدایا درمندم و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می کنم که در این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

(بخشی از نیایش شهید دکتر مصطفی چمران)

در سایه سار قلم

در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاده است. مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَةً».

هیجان و اضطراب، هزاران دل بی قرار را در زمهریر انتظار و التهاب، به زانو درآورده که خدایا! چه خواهد شد؟! مردی پس از چهارده قرن، با بوی علی علیه السلام ، در خاک تنفس می کند، مردی که خلوت نخلستانش را مطالعات پیوسته و تلاش های علمی پر می کند و روز تکاپویش را، کار و کوشش و بندگی. مردی که با اقتدایی حقیقی، جز به تماشای مولا در تمام ابعاد زندگی نمی اندیشد. نگاهش به دنیا طوری است که گویی تا ابدیت زنده است و دیدگاهش به آخرت این است که تا آنی دیگر، از این جهان گذرا، خواهد کوچید!

- - , .
.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 7:17

Diamond Shaped Wire Cage Pendant Light Cafe Restaurant Hotel Dining Hall ( $9.71 )
[تصویر:  20160428111617_61811.jpg]
This wire cage pendant light comes in diamond shape. What makes it different from others is its fabric lampshade, creating a more relaxing ambient lighting for your room. You can simply hang the lamp from a ceiling hook without any other hardware or...
[تصویر:  buy.png]


READ MORE:

1 Pieces Newbo Baby Headband Chiffon 3 Flower Pearl Diamond with A Shimmer Headbands Elasticity Baby hair accessories W045 $1.45
CUSTOMIZE SIZE 316L Stainless Steel Necklace chain Silver Color Figaro Chain Necklace Mens jewelry Christmas gift $3.00
Refine Brand Bamboo Design Zinc alloy cabinet Pull handles, fuiture hardware , vintage style bronze copper color free shipping $4.50
2016 Brand SANDA Fashion Watch Men G Style Waterproof Sports Military Watches Shock Men's Luxury Analog Quartz Digital Watches $15.98
30 Sheet Lot Floral Design Manicure Transfer Nail Art Tips Stickers Decals 3D Flowers Beauty Tickers For Nails JH177 $1.99
Excellent Value 30PCs Bronze Tone Quincunx Drawer Cabinet Desk Door Pull Handle Knob Fuiture Hardware $7.40
Carbon fiber fabric Watch straps Accessories Orange thread line Steel Gold Clasp Deployment Watchband bracelets 18 20 22 24mm $18.90
Outdoor Sports Multi-function High Quality Silicon Carabiner Case For iPod Nano7 Belt Clip With A Hook For Apple iPod Nano 7 7th $9.90
Bulk 30 Sheet White Lace Nail Art Stickers Nail Sticker Decorations Beauty Women Manicure Make up Accessories Free Shipping $3.18
4pcs JXD509 Motors Motor Set Replacement Spare Parts forJXD 509 RC Quadcopter Drones Helicopter(2 x CW Motors + 2 x CCW Motors) $9.49
2 color Crocodile Patte Leather Strap Watch Band Strap for Hours Watchband size 12 13 14 16 18 19 20 21 22 24 mm $4.13
Baby Boy Clothes Sets 2015 New Spring 3M-2T Cotton Newbo Baby Boy Clothing Long Sleeve Clothes For Newbo Boy Clothing Set $12.99
FLOVEME S7 S7 Edge Elegant Original Leather Case For Samsung Galaxy S 7 Edge Flip Wallet With Card Slot Stand Cellphone Cover $6.65
Metal Tin signs Vintage bar home coffee wall art decor Route 66 license plate Retro poster 20*30 CM Free shipping $4.80
Building Block Sets Compatible with lego military Main Battle Tank 3D Construction Brick Educational Hobbies Toys for Kids $17.64
Петербург превысил свою долю на рынке продаж новых автомобилей

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 23 تير 1395 ساعت: 11:51

فوتر در تمامی صفحات تکرار می گردد پس یکی از بخش های مهم خواهد بود که در سئو سایت اثرگذار می باشد. اما چگونه می توانید به بهترین صورت این بخش را پر نمایید تا اثرگذاری بالای خود را در سئو سایت بگذارد.اینکه چه لینک ها و محتوایی را در فوتر قرار دهید در روند سئو سایت شما بسیار موثر و کاربردی خواهد بود. در ادامه به بیان فاکتورهایی که در فوتر باید رعایت شود خواهیم پرداخت.

آدرس در فوتر در روند سئو

در فوتر آدرس خود را درج نمایید. این امر موجب می شود که براساس موقعیت مکانی و شهر خود نیز در نتایج جستجو آورده شوید. برای مثال کلمه سئو سایت در تهران شاید توسط برخی کاربران درج گردد پس اگر شما تهران را در آدرس در بخش فوتر قرار دهید می توانید با تکراری که در صفحات قرار می گیرد این اهمیت را با گوگل بفهماند.

[font=Arial,sans-serif]کاشی شکسته[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]معرق کاشی[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]کاشی[/font]

[font=Arial,sans-serif]

،[/font]

[font=Arial,sans-serif]سئو سایت[/font]
[font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]آموزش تعمیرات موبایل[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]سفر دبی[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]لیست آرایشگاه زنانه[/font]

[font=Arial,sans-serif]

، [/font][font=Arial,sans-serif]فروش اکانت کلش[/font][font=Arial,sans-serif]
،
[/font][font=Arial,sans-serif]تور دبی ، [/font][font=Arial,sans-serif]کاهش پینگ[/font][font=Arial,sans-serif]
،
[/font]

[font=Arial,sans-serif]
کانکس
[/font]
[font=Arial,sans-serif] ،[/font]
[font=Arial,sans-serif] [/font][font=Arial,sans-serif]تخفیف[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]نت برگ[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]تخفیفان[/font][font=Arial,sans-serif] ،[/font][font=Arial,sans-serif]دی جی بن[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]طراحی لوگو[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]ترجمه مقاله[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]انجام پایان نامه[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]سئو[/font][font=Arial,sans-serif] [/font][font=Arial,sans-serif]، [/font][font=Arial,sans-serif]
طراحی سایت
[/font]

[font=Arial,sans-serif]

[/font]

[font=Arial,sans-serif]

، [/font][font=Arial,sans-serif]
قالب وردپرس فارسی

،
[/font][font=Arial,sans-serif]سرور مجازی[/font]
[font=Arial,sans-serif] [/font]
[font=Arial,sans-serif] ، [/font]
[font=Arial,sans-serif]نقشه جامع صنعت[/font]
[font=Arial,sans-serif]

[/font]

لینک دهی داخلی در سئو سایت

لینک دهی داخلی نیز به واسط تکرار و لینکی که ایجاد می شود در روند سئو سایت اثرگذاری بالا خواهد داشت و در روند سئو سایت بیان می شود که به واسط کلمه کلیدی به صفحه مورد نظر لینک نمایید. حال اگر در بخش فوتر خود لینک هایی با کلمات کلیدی قرار دهید می توانید به واسط تکراری که در صفحات مختلف می شود می تواند اهمیت و تاکید آن را به گوگل بیشتر معرفی و نمایان نماید. کلمه کلیدی شما اگر سئو سایت است پس حتما در بخش فوتر و یا در بخش کپی رایت آن را قرار دهید تا بدین واسط در تمامی صفحات تکرار گیرد و این موضوع نشان می دهد که سایت شما تا چه حد به زمینه سئو سایت مرتبط می باشد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 19:57

سئو صفحه اصلی سایت لیستی از موارد را شامل می شود که به منظور نمایش لینک صفحه اصلی سایت شما در نتایج اجرا می گردد. کسب وکارها متناسب با زمینه کاری خود کلمه کلیدی را انتخاب می نمایند که آن را برای صفحه اصلی خود پیاده سازی می کنند. اما چگونه می توانید صفحه اصلی سایت خود را برای سئو سایت در کلمه کلیدی خاص آماده کنیم. در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت.

عنوان سایت در سئو سایت

عنوان صفحه اصلی شما چیست؟ توجه داشته باشید که عنوان صفحه اصلی خود را متناسب با کلمه کلیدی خود انتخاب نمایید. در واقع کلات کلیدی خود را براساس اولویت در نام سایت خود و صفحه اصلی قرار دهید. در سیستم محدیدریت محتوا این امکان وجود دارد که عنوان سایت را در دیگر صفحات نیز تکرار نمایید. این امر نیز می تواند در روند سئو سایت شما کمک کننده باشد زیرا که به گوگل می فهمانید که تمامی صفحات و محوریت سایت شما آن کلمه کلیدی انتخابی می باشد.

[font=Arial,sans-serif]کاشی شکسته[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]معرق کاشی[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]کاشی[/font]

[font=Arial,sans-serif]

،[/font]

[font=Arial,sans-serif]سئو سایت[/font]
[font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]آموزش تعمیرات موبایل[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]سفر دبی[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]لیست آرایشگاه زنانه[/font]

[font=Arial,sans-serif]

، [/font][font=Arial,sans-serif]فروش اکانت کلش[/font][font=Arial,sans-serif]
،
[/font][font=Arial,sans-serif]تور دبی ، [/font][font=Arial,sans-serif]کاهش پینگ[/font][font=Arial,sans-serif]
،
[/font]

[font=Arial,sans-serif]
کانکس
[/font]
[font=Arial,sans-serif] ،[/font]
[font=Arial,sans-serif] [/font][font=Arial,sans-serif]تخفیف[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]نت برگ[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]تخفیفان[/font][font=Arial,sans-serif] ،[/font][font=Arial,sans-serif]دی جی بن[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]طراحی لوگو[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]ترجمه مقاله[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]انجام پایان نامه[/font][font=Arial,sans-serif] ، [/font][font=Arial,sans-serif]سئو[/font][font=Arial,sans-serif] [/font][font=Arial,sans-serif]، [/font][font=Arial,sans-serif]
طراحی سایت
[/font]

[font=Arial,sans-serif]

[/font]

[font=Arial,sans-serif]

، [/font][font=Arial,sans-serif]
قالب وردپرس فارسی

،
[/font][font=Arial,sans-serif]سرور مجازی[/font]
[font=Arial,sans-serif] [/font]
[font=Arial,sans-serif] ، [/font]
[font=Arial,sans-serif]نقشه جامع صنعت[/font]
[font=Arial,sans-serif]

[/font]

تگ h1,h2و… در سئو سایت

تگ های h1، h2، h3 و غیره در روند پروژه سئو سایت شما بسیار کارآمد می باشند. در تگ h1 باید عنوان سایت خود را بگذارید. هر صفحه از سایت شما با هدف و مقصودی ایجاد می شود پس بنابراین هر صفحه از سایت شما باید تگ h1 داشته باشد و برای تگ h1 صفحه اصلی خود کلمه کلیدی را بگذارید. علاوه بر h1 می بایست تگ h2 را نیز در صفحه اصلی قرار دهید و در آن کلمه کلیدی خود را به همراه کلمات وابسته درج نمایید. یعنی اگر کلمه کلیدی شما سئو سایت است پس در تگ h2 کلماتی همچون سئو سایت حرفه ای ، سئو سایت خبری و غیره را درج نمایید. علاوه بر این می توانید از تگ h3 و h4 و غیره را استفاده کنید. استفاده از تگ ها و کلماتی که در آن استفاده می شود براساس ارتباط آن با کلمه کلیدی اصلی شما انتخاب می شود. در واقع استفاده از کلمه کلیدی در تگ ها می تواند ارتباط بیشتر سایت شما را با آن کلمه کلیدی نشان دهد.

سئو محتوای صفحه اصلی

محتوای صفحه اصلی خود را با قرار دادن کلمات کلیدی خود انتخاب نمایید و در حد چندین پاراگراف ایجاد نمایید. محتوا و متن به واسط گوگل خوانده می شود و می تواند در سئو سایت شما اثرگذار باشد پس اینکه از تصاویر متعدد و در حجم بالا استفاده کرده اید پس باید بدانید تاثیرگذاری منفی را در سئو سایت خود گذاشته اید.

بک لینک در سئو صفحه اصلی سایت

علاوه بر متریک های داخلی سئو می بایست به سایت خود اعتبار دهید. بک لینک ها یا همان لینک دهی خارجی به سایت شما اعتبار بخشی می نمایند. هرچه شما از سایت های بیشتر، لینک های بیشتری دریافت نمایید می توانید اعتبار خود را برای گوگل بیشتر کنید و در سئو سایت خود تاثیرگذاری مثبتی بگذارید.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 19:57

نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده و خيابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى کنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر کجا که کوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله اى که محل بول باشد، روبروى عکس و مجسمه چيزى که روح دارد،مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جايى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.

کسى که در محل عبور مردم نماز مى خواند، يا کسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد کافى است

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 0:54

چيزهايى که در لباس نمازگزار مکروه است

چند چيز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهيز نمى کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تکمه هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى باشد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 0:54

*۳۱خرداد_شهید چمران روحش شاد و یادش گرامی*


زندگینامه شهید چمران

دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به روی دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت کشی بود که در حلال و حرام دقت زیادی داشت. او با شغل جوراب بافی، هزینه زندگی را تأمین می کرد؛ در حالی که همواره پول کمتری از مشتری ها می گرفت تا مطمئن باشد حق دیگران در روزی او آمیخته نیست. مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود. او اهل مطالعه و بحث درباره مسائل روز جامعه بود و همواره از اخبار و پیشامدهای کشورش خبر داشت.

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت.

در لبنان

پس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان دهی شده نیاز می باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم فکر خود، به مصر می روند و سخت ترین دوره های جنگ های چریکی و پارتیزانی را که هم زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می گیرند.

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم». شهید چمران در لبنان با فراهم ساختن فعالیت های چریکی و تربیت جوانان جنوب لبنان، کوشید توانایی رزمی برادران لبنانی خود را برای مقابله با اشغالگران صهیونیست بالا برد.

وجود سرداری چون چمرانِ عارف و مجاهد و برخورداری او از خلوص و ایثار، امام موسی صدر را بر آن داشت که حرکت مسلمانان مبارز لبنان را سازمان دهی کند و به جوانان محروم و مستضعف آن دیار، هویتی تازه بخشد تا مبارزات آنان، رنگ تازه ای به خود گیرد.

حماسه پاوه

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همة تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد؛ تا اینکه بالاخره در قضیة فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان، ارادة آهنینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد. در آن شب مخوف پاوه، همة امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همة شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهدة دکتر چمران واگذار شد.

حماسه سوسنگرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آیت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه ای جدید از جانب جادة اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت که در محاصرة تانک های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛

هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه می کشید، چهرة ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون تر وشوق به شهادتش افزون تر می شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید.

دهلاویه، حماسه آخر

آن شب، آخرین شبی بود که نوازش نسیم بهار برگونه های گلهای دشت بوسه می کاشت و برای سبزه ها غزل وداع می سرود و می رفت تا آمدنی دیگر. و اهواز زیر سایه سکوت شب، رؤیاهای شیرین پیروزی می دید. کسی چه می دانست فردا در «دهلاویه» چه خواهد گذشت؟ فقط خدا می دانست و شاید هم خاکریزهای دهلاویه! شب آبستن حادثه ای تلخ بود و گویی در سکوتی مرگبار منتظر خبری از نسیم صبح. و او بی اعتنا به تمام سیاهیها، اشکهایش را برای بارها و بارها پای ضریح سجاده به قربانگاه راز و نیاز می برد و می رفت تا آخرین نیایشهایش را بر صفحه صحیفه عشق، جاودانه سازد:

«خدایا! تو را شکر که مرا در آتش عشق گداختی. احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست. خدایا! به سوی تو می آیم و از عالم و عالمیان می گریزم. تو مرا در جوار رحمت خود سُکنی ده».

ویژگی های شخصیتی شهید چمران

شهید دکتر مصطفی چمران که همه زندگی، درس و دانشگاه را رها کرده و آمده بود جبهه، تا به عشق خدا و کشور، با دشمن بجنگد، در یکی از عملیات ها، در شبی مهتابی، همراه دوستان خود داشتند به دشمن شبیخون می زدند. در حین رفتن، ناگهان چمران می ایستد و رو به همراهان می گوید: به زیر پاهای خود نگاه کنید. آن ها نگاه می کنند، زمین پوشیده از گل های شقایق است. شهید چمران آن دشت را دور می زند و همراه یاران، از نقطه ای دیگر به دشمن حمله می کند. شهید چمران آن روز به دوستان خود چنین می گوید: ما نباید آن گل ها را زیر پای مان له کنیم. حال آن که عراقی ها آن جا را با تیر و خمپاره شخم می زدند. وقتی این ماجرا به گوش امام خمینی(ره) می رسد، امام می فرماید: «من چمران را دوست داشتم، اما الآن بیشتر دوست دارم.» (رسانیوز)

شهید چمران از منظر دیگران

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این چنین ستوده اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته جات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».

رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه های جنگ بود درباره او می فرماید: «شهید چمران، سال ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».

در آینه خاطرات

از روزهای اوّل قصد داشتم بروم «خرمشهر» و آبادان؛ لکن نمی شد. علت هم این بود که در اهواز، از بس کار زیاد بود، اصلاً از آن محلّی که بودیم، تکان نمی توانستم بخورم. زیرا کسانی هم که در خرمشهر می جنگیدند، بایستی از اهواز پشتیبانی شان می کردیم. چون واقعاً از هیچ جا پشتیبانی نمی شدند.

در آن جا، به طور کلّی، دو نوع کار وجود داشت. در آن ستادی که ما بودیم، مرحوم دکتر «چمران» فرمانده ی آن تشکیلات بود و من نیز همان جا مشغول کارهایی بودم. یک نوع کار، کارهای خودِ اهواز بود. از جمله عملیات و کارهای چریکی و تنظیم گروههای کوچک برای کار در صحنه ی عملیات. البته در این جاها هم، بنده در همان حدِّ توان، مشغول بوده ام... مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر 92، برای همراهان مرحوم چمران.

پرتوهایی از کلام شهید چمران

خدایا می خواهم فقیر بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند، خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.

خدایا درمندم و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می کنم که در این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

(بخشی از نیایش شهید دکتر مصطفی چمران)

در سایه سار قلم

در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاده است. مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَةً».

هیجان و اضطراب، هزاران دل بی قرار را در زمهریر انتظار و التهاب، به زانو درآورده که خدایا! چه خواهد شد؟! مردی پس از چهارده قرن، با بوی علی علیه السلام ، در خاک تنفس می کند، مردی که خلوت نخلستانش را مطالعات پیوسته و تلاش های علمی پر می کند و روز تکاپویش را، کار و کوشش و بندگی. مردی که با اقتدایی حقیقی، جز به تماشای مولا در تمام ابعاد زندگی نمی اندیشد. نگاهش به دنیا طوری است که گویی تا ابدیت زنده است و دیدگاهش به آخرت این است که تا آنی دیگر، از این جهان گذرا، خواهد کوچید!

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 0:54

چيزهايى که در لباس نمازگزار مکروه است

چند چيز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهيز نمى کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تکمه هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى باشد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 19 تير 1395 ساعت: 5:10

*۳۱خرداد_شهید چمران روحش شاد و یادش گرامی*


زندگینامه شهید چمران

دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به روی دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت کشی بود که در حلال و حرام دقت زیادی داشت. او با شغل جوراب بافی، هزینه زندگی را تأمین می کرد؛ در حالی که همواره پول کمتری از مشتری ها می گرفت تا مطمئن باشد حق دیگران در روزی او آمیخته نیست. مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود. او اهل مطالعه و بحث درباره مسائل روز جامعه بود و همواره از اخبار و پیشامدهای کشورش خبر داشت.

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت.

در لبنان

پس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان دهی شده نیاز می باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم فکر خود، به مصر می روند و سخت ترین دوره های جنگ های چریکی و پارتیزانی را که هم زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می گیرند.

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم». شهید چمران در لبنان با فراهم ساختن فعالیت های چریکی و تربیت جوانان جنوب لبنان، کوشید توانایی رزمی برادران لبنانی خود را برای مقابله با اشغالگران صهیونیست بالا برد.

وجود سرداری چون چمرانِ عارف و مجاهد و برخورداری او از خلوص و ایثار، امام موسی صدر را بر آن داشت که حرکت مسلمانان مبارز لبنان را سازمان دهی کند و به جوانان محروم و مستضعف آن دیار، هویتی تازه بخشد تا مبارزات آنان، رنگ تازه ای به خود گیرد.

حماسه پاوه

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همة تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد؛ تا اینکه بالاخره در قضیة فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان، ارادة آهنینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد. در آن شب مخوف پاوه، همة امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همة شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهدة دکتر چمران واگذار شد.

حماسه سوسنگرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آیت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه ای جدید از جانب جادة اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت که در محاصرة تانک های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛

هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه می کشید، چهرة ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون تر وشوق به شهادتش افزون تر می شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید.

دهلاویه، حماسه آخر

آن شب، آخرین شبی بود که نوازش نسیم بهار برگونه های گلهای دشت بوسه می کاشت و برای سبزه ها غزل وداع می سرود و می رفت تا آمدنی دیگر. و اهواز زیر سایه سکوت شب، رؤیاهای شیرین پیروزی می دید. کسی چه می دانست فردا در «دهلاویه» چه خواهد گذشت؟ فقط خدا می دانست و شاید هم خاکریزهای دهلاویه! شب آبستن حادثه ای تلخ بود و گویی در سکوتی مرگبار منتظر خبری از نسیم صبح. و او بی اعتنا به تمام سیاهیها، اشکهایش را برای بارها و بارها پای ضریح سجاده به قربانگاه راز و نیاز می برد و می رفت تا آخرین نیایشهایش را بر صفحه صحیفه عشق، جاودانه سازد:

«خدایا! تو را شکر که مرا در آتش عشق گداختی. احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست. خدایا! به سوی تو می آیم و از عالم و عالمیان می گریزم. تو مرا در جوار رحمت خود سُکنی ده».

ویژگی های شخصیتی شهید چمران

شهید دکتر مصطفی چمران که همه زندگی، درس و دانشگاه را رها کرده و آمده بود جبهه، تا به عشق خدا و کشور، با دشمن بجنگد، در یکی از عملیات ها، در شبی مهتابی، همراه دوستان خود داشتند به دشمن شبیخون می زدند. در حین رفتن، ناگهان چمران می ایستد و رو به همراهان می گوید: به زیر پاهای خود نگاه کنید. آن ها نگاه می کنند، زمین پوشیده از گل های شقایق است. شهید چمران آن دشت را دور می زند و همراه یاران، از نقطه ای دیگر به دشمن حمله می کند. شهید چمران آن روز به دوستان خود چنین می گوید: ما نباید آن گل ها را زیر پای مان له کنیم. حال آن که عراقی ها آن جا را با تیر و خمپاره شخم می زدند. وقتی این ماجرا به گوش امام خمینی(ره) می رسد، امام می فرماید: «من چمران را دوست داشتم، اما الآن بیشتر دوست دارم.» (رسانیوز)

شهید چمران از منظر دیگران

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این چنین ستوده اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته جات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».

رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه های جنگ بود درباره او می فرماید: «شهید چمران، سال ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».

در آینه خاطرات

از روزهای اوّل قصد داشتم بروم «خرمشهر» و آبادان؛ لکن نمی شد. علت هم این بود که در اهواز، از بس کار زیاد بود، اصلاً از آن محلّی که بودیم، تکان نمی توانستم بخورم. زیرا کسانی هم که در خرمشهر می جنگیدند، بایستی از اهواز پشتیبانی شان می کردیم. چون واقعاً از هیچ جا پشتیبانی نمی شدند.

در آن جا، به طور کلّی، دو نوع کار وجود داشت. در آن ستادی که ما بودیم، مرحوم دکتر «چمران» فرمانده ی آن تشکیلات بود و من نیز همان جا مشغول کارهایی بودم. یک نوع کار، کارهای خودِ اهواز بود. از جمله عملیات و کارهای چریکی و تنظیم گروههای کوچک برای کار در صحنه ی عملیات. البته در این جاها هم، بنده در همان حدِّ توان، مشغول بوده ام... مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر 92، برای همراهان مرحوم چمران.

پرتوهایی از کلام شهید چمران

خدایا می خواهم فقیر بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند، خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.

خدایا درمندم و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می کنم که در این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

(بخشی از نیایش شهید دکتر مصطفی چمران)

در سایه سار قلم

در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاده است. مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَةً».

هیجان و اضطراب، هزاران دل بی قرار را در زمهریر انتظار و التهاب، به زانو درآورده که خدایا! چه خواهد شد؟! مردی پس از چهارده قرن، با بوی علی علیه السلام ، در خاک تنفس می کند، مردی که خلوت نخلستانش را مطالعات پیوسته و تلاش های علمی پر می کند و روز تکاپویش را، کار و کوشش و بندگی. مردی که با اقتدایی حقیقی، جز به تماشای مولا در تمام ابعاد زندگی نمی اندیشد. نگاهش به دنیا طوری است که گویی تا ابدیت زنده است و دیدگاهش به آخرت این است که تا آنی دیگر، از این جهان گذرا، خواهد کوچید!

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 19 تير 1395 ساعت: 5:10

секс онлайн бесплатно

День добрый. Тебе нравится просто глазеть на секс видео, а кто-то не чувствуют от этого приятных эмоций. Люди имеют разные взгляды, разные вкусы. Но все же <a href=http://mordimed.ru/med-treat26.html>порно смотреть видео </a>
рекомендую у нас.


http://niva-poltava.at.ua/index/25-a91ad...5b0cf46b-1

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 19 تير 1395 ساعت: 5:10

Прекрасные графические эффекты просто поражают, и все это в сочетании с восхитительной графикой и красивым геймплеем. здесь Если желаете редактировать фото – пожалуйста, желаете скачать видео ролик – также не неувязка. - Внимание! В этой игре вы сможете повстречать НЛО! здесь Радостные анимационные персонажи, высококачественная рисовка и возможность использовать огромные разрешения позволяют воспользоваться прогой очень комфортабельно.

Интерфейс юзера программкой понятен даже для начинающих и приспособлен для мобильных Android устройств с маленькими экранами. тут • Возможность получения извещений о новых действиях, советы и напоминаня Программка Moon+reader позволяет Вам читать совсем любые книжки прямо со собственного дроид устройства! В данной программке есть своя веб библиотека, в какой хранятся тыщи бесплатных электрических книжек. тут Сейчас можно не разламывать голову, придумывая оригинальное SMS.

Для того чтоб поменять язык, зайдите в «Option» > изберите «Language» > потом «Английский» либо «Китайский». тут - Поздравительные открытки 3-я сторона не имеет доступа к Вашей переписке. американский футбол на андроид Здесь представлены самые различные футбольные клубы и различные футбольные сборные с их реальными, полностью реальными футболистами.

Сетевые функции, естественно, зависят от подключения к вебу, но гейминг доступен и в оффлайн режиме. тут Каждый уровень приносит вам все в большей и большей степени заморочек, больше и больше подробных и сложных ситуациях парковки. Яркая графика и прекрасная озвучка здесь - меж заправками полного бака;

тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут
тут

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:12

همگامی با دنیای الکترونیک امروزی امری ضروری و غیرقابل چشم پوشی است و به جرات می توان گفت بدون ورود به این دنیا نمی توان با سایر رقبا هم قدم و همگام شد، پس در این وضعیت پیشی گرفتن از آن ها به امری غیرممکن بدل خواهد شد.حال همانطور که می دانید ورود به دنیای اینترنت و فضای مجازی نیازمند یک شعبه در این فضای گسترده است که به وسیله طراحی سایت مهیا می شود.
حال نکته بسیار مهم بعد از طراحی سایت در نظر گرفتن اهمیت سئو در کسب و کار است، اما چرا؟
[تصویر: seo_hosting.jpg]
اهمیت سئو در کسب و کار چیست؟
همانطور که در بالا بدان اشاره کردیم، بازار داغ دنیای دیجیتال و فضای رقابتی ایجاد شده برای ورود به این حوزه سبب شده تا طراحی سایت حرفه ای و یا عادی و ساذه بسیار زیادی در سراسر دنیا انجام بشود، از این رو تعداد وب سایت های موجود در دنیای وب به شدت گسترده یافته است و دقیقا همین امر اهمیت سئو در کسب و کار را روز به روز افزایش می دهد، به این معنی که میان انبوه وب سایت های موجود در حوزه های مختلف، کدام یک از نظر موتورهای جستجو و مخصوصا گوگل برتر است؟
کاربران به موتورهای جستجو مخصوصا گوگل اعتماد دارند
اهمیت سئو در کسب و کار را هرگز نباید دست کم گرفت.در دنیای وسیع و نامحدود اطلاعات، کاربران اطلاعات مورد نظر خود را از طریق موتورهای جستجو پیدا می کنند.آن ها به موتورهای جستجو برای دستیابی به اطلاعات مورد نیازشان اعتماد دارند و تنها با تکیه بر آن ها از میان فضای بی کران اطلاعات و میلیون ها موضوع موجود، درست به مطلب مورد نظرشان دسترسی پیدا می کنند.حال هر وب سایتی که در در رده بالاتری در نتایج جستجو قرار بگیرد، از نظر کاربران مورد احترام است.
مورد اول نتایج جستجو چند درصد بازدیدکنندگان را جذب می کند؟
بسته به محبوبیت و عام بودن مورد جستجو شده در موتورهای جستجو، ممکن است ده ها صفحه که هر صفحه نیز شامل ده مورد است نشان داده شود که با یک حساب سر انگشتی برای یک مطلب تقریبا عام می شود ۵۰ الی ۶۰ مورد نتیجه (که کاملا مرتبط با مورد جستجو شده هستند، موارد صفحات ۷ و ۸ به بعد کم کم از موضوع اصلی خارج می شوند)
در میان این ۵۰ یا ۶۰ مورد حدودی، طبق نتیجه به دست آمده در یک جامعه آماری بزرگ، مورد اول نتایج جستجو (مورد اول صفحه اول) حدود ۳۰ درصد آمار بازدید را به خود اختصاص می دهد!
[تصویر: business-seo.jpg]
بله، به همین دلیل است که همیشه طی مطالب خود به اهمیت سئو در کسب و کار تاکید فراوان می کنیم.
پیامد های حضور در صفحه اول نتایج موتورهای جستجو
تصور کنید که در مورد کلمه کلیدی مرتبط با کسب و کار خود ۳۰ درصد کاربران را به سمت خود سوق دهید، در این صورت چه انفجاری در تجارت شما رخ خواهد داد؟
شاید اگر تا اینجا اهمیت سئو در کسب و کار را کوچک شمرده بودید با ذکر این نکته و یک حساب سرانگشتی در مورد تحولی که ممکن است در تجارت شما رخ دهد، به ارزش و جایگاه آن پی برده اید.در نظر داشته باشید امروز بسیاری از افراد برای یافتن کالا و یا سرویس مورد نظرشان از طریق دنیای وب اقدام می کنند و این یعنی به دست آوردن میزان بیشماری بازدید کننده و به تبع آن خریدار کالا و یا سفارش دهنده سرویس شما
آموزش نوشتن مطلب در جوملا
اهمیت سئو در کسب و کار آینده
هرچه رو به جلو پیش می رویم آمار استفاده کنندگان از اینترنت افزایش پیدا می کند، همچنان که کاربران موجود نحوه صحیح استفاده از آن را فرا می گیرند، به عنوان نمونه اگر پیشتر تعداد زیادی از کاربران تنها برای دانلود موزیک و یا چت آنلاین از اینترنت استفاده می کردند، امروز تبدیل به کاربران حرفه ای شده و بیشتر کارهای خود را از قبیل خرید، پرداخت ها و… از این طریق انجام می دهند.

[تصویر: search-engine-411105_640.jpg]
گذر زمان نه تنها سبب آشنایی بیشتر افراد به این دنیا می شود، بلکه با جلب اعتماد آنان درصد بیشتری از فعالیت های آن ها را به سمت خود جذب می کند، به عنوان نمونه کاربرانی که پیشتر به خرید اینترنتی اعتقادی نداشته و بدان اعتماد نمی کردند، تمامی خرید و فروش های خود را از این طریق انجام خواهند داد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:12

[تصویر: news%20web.jpg]

رپرتاژ آگهی در سئو سایت چه تاثیری دارد ؟ رپورتاژ آگهی ابزاری برای معرفی خدمات و محصولات به کاربران سایت های خبری می باشد ، با این روش شما علاوه بر اینکه می توانید خدمات و محصولات خود را در این رپرتاژمعرفی کنید ، میتوانید دو یا چند لینک هم به سایت خود بگیرید . در رپرتاژ آگهی که هایپر لینک به سمت سایت شما قرار گرفته است یک نکته مثبت به سئو سایت شما خواهد بود .
اهمیت لینک در رپرتاژ آگهی در سئو سایت
چرا که موتور های جستجو اهمیت ویژه ای را برای این موضوع قائلند . وقتی سایت شما در کلمات کلیدی خاصی که مد نظرتان است به سایتتان لینک می شود ربات های موتور جستجو این موضوع را درک می کنند که سایت شما در این کلمه کلیدی فعالیت دارد . این کلمه کلیدی در رپرتاژ آگهی می تواند اسم محصول شما یا نام خدمات شما باشد که بصورت استراتژیک در فروش شما تاثیر خواهد داشت .
سایت های مهم و تاثیر بالای آن در سئو سایت

انتخاب سایت های برتر برای انتشار رپرتاژ آگهی هم از جمله موضوعاتی است که در سئو سایت تاثیر بالایی را داراست می باشد . در انتخاب سایت مناسب برای رپرتاژ آگهی هم باید دقت داشته باشید که چه سایتی را برای انتشار خبر به همراه لینکتان انتخاب می نمایید. در لیست های موجود در رپورتاژ ادز سعی شده است وب سایت های برتر ایرانی مطرح شود که بهترین گزینه برای انتشار اخبار شما باشد .

در رپرتاژ آگهی سعی نمایید بصورت غیر مستقیم به معرفی خدمات و محصولاتتان بپردازید برای اطلاع از نوشتن بهترین رپورتاژ آگهی پیشنهاد میکنم مقاله نحوه نگارش یک رپورتاژ آگهی را مطالعه نمایید. در این مقاله بهترین روش ها برای نوشتن یک رپورتاژ آگهی موفق نوشته شده است که می تواند شما را بصورت کامل راهنمایی کند .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 16 تير 1395 ساعت: 15:12

نماز خواندن در چند جا مکروه است و از آن جمله است: حمام، زمين نمکزار، مقابل انسان، مقابل درى که باز است، در جاده و خيابان و کوچه اگر براى کسانى که عبور مى کنند زحمت نباشد. و چنانچه زحمت باشد حرام ولى نماز باطل نيست، مقابل آتش و چراغ، در آشپزخانه و هر کجا که کوره آتش باشد،مقابل چاه و چاله اى که محل بول باشد، روبروى عکس و مجسمه چيزى که روح دارد،مگر آنکه روى آن پرده بکشند، در اطاقى که جنب در آن باشد، در جايى که عکس باشد اگر چه روبروى نمازگزار نباشد، مقابل قبر، روى قبر، بين دو قبر، در قبرستان.
کسى که در محل عبور مردم نماز مى خواند، يا کسى روبروى اوست، مستحب است جلوى خود چيزى بگذارد، و اگر چوب يا ريسمانى هم باشد کافى است

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 7:15

چيزهايى که در لباس نمازگزار مکروه است

چند چيز در لباس نمازگزار مکروه است، و از آن جمله است: پوشيدن لباس سياه و چرک و تنگ، و لباس شرابخوار، و لباس کسى که از نجاست پرهيز نمى کند، و لباسى که نقش صورت دارد. و نيز باز بودن تکمه هاى لباس و دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد، مکروه مى باشد.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 7:15

*۳۱خرداد_شهید چمران روحش شاد و یادش گرامی*


زندگینامه شهید چمران

دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به روی دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت کشی بود که در حلال و حرام دقت زیادی داشت. او با شغل جوراب بافی، هزینه زندگی را تأمین می کرد؛ در حالی که همواره پول کمتری از مشتری ها می گرفت تا مطمئن باشد حق دیگران در روزی او آمیخته نیست. مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود. او اهل مطالعه و بحث درباره مسائل روز جامعه بود و همواره از اخبار و پیشامدهای کشورش خبر داشت.

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت.

در لبنان

پس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان دهی شده نیاز می باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم فکر خود، به مصر می روند و سخت ترین دوره های جنگ های چریکی و پارتیزانی را که هم زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می گیرند.

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم». شهید چمران در لبنان با فراهم ساختن فعالیت های چریکی و تربیت جوانان جنوب لبنان، کوشید توانایی رزمی برادران لبنانی خود را برای مقابله با اشغالگران صهیونیست بالا برد.

وجود سرداری چون چمرانِ عارف و مجاهد و برخورداری او از خلوص و ایثار، امام موسی صدر را بر آن داشت که حرکت مسلمانان مبارز لبنان را سازمان دهی کند و به جوانان محروم و مستضعف آن دیار، هویتی تازه بخشد تا مبارزات آنان، رنگ تازه ای به خود گیرد.

حماسه پاوه

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همة تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد؛ تا اینکه بالاخره در قضیة فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان، ارادة آهنینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد. در آن شب مخوف پاوه، همة امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همة شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهدة دکتر چمران واگذار شد.

حماسه سوسنگرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آیت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه ای جدید از جانب جادة اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت که در محاصرة تانک های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛

هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه می کشید، چهرة ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون تر وشوق به شهادتش افزون تر می شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید.

دهلاویه، حماسه آخر

آن شب، آخرین شبی بود که نوازش نسیم بهار برگونه های گلهای دشت بوسه می کاشت و برای سبزه ها غزل وداع می سرود و می رفت تا آمدنی دیگر. و اهواز زیر سایه سکوت شب، رؤیاهای شیرین پیروزی می دید. کسی چه می دانست فردا در «دهلاویه» چه خواهد گذشت؟ فقط خدا می دانست و شاید هم خاکریزهای دهلاویه! شب آبستن حادثه ای تلخ بود و گویی در سکوتی مرگبار منتظر خبری از نسیم صبح. و او بی اعتنا به تمام سیاهیها، اشکهایش را برای بارها و بارها پای ضریح سجاده به قربانگاه راز و نیاز می برد و می رفت تا آخرین نیایشهایش را بر صفحه صحیفه عشق، جاودانه سازد:

«خدایا! تو را شکر که مرا در آتش عشق گداختی. احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست. خدایا! به سوی تو می آیم و از عالم و عالمیان می گریزم. تو مرا در جوار رحمت خود سُکنی ده».

ویژگی های شخصیتی شهید چمران

شهید دکتر مصطفی چمران که همه زندگی، درس و دانشگاه را رها کرده و آمده بود جبهه، تا به عشق خدا و کشور، با دشمن بجنگد، در یکی از عملیات ها، در شبی مهتابی، همراه دوستان خود داشتند به دشمن شبیخون می زدند. در حین رفتن، ناگهان چمران می ایستد و رو به همراهان می گوید: به زیر پاهای خود نگاه کنید. آن ها نگاه می کنند، زمین پوشیده از گل های شقایق است. شهید چمران آن دشت را دور می زند و همراه یاران، از نقطه ای دیگر به دشمن حمله می کند. شهید چمران آن روز به دوستان خود چنین می گوید: ما نباید آن گل ها را زیر پای مان له کنیم. حال آن که عراقی ها آن جا را با تیر و خمپاره شخم می زدند. وقتی این ماجرا به گوش امام خمینی(ره) می رسد، امام می فرماید: «من چمران را دوست داشتم، اما الآن بیشتر دوست دارم.» (رسانیوز)

شهید چمران از منظر دیگران

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این چنین ستوده اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته جات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».

رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه های جنگ بود درباره او می فرماید: «شهید چمران، سال ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».

در آینه خاطرات

از روزهای اوّل قصد داشتم بروم «خرمشهر» و آبادان؛ لکن نمی شد. علت هم این بود که در اهواز، از بس کار زیاد بود، اصلاً از آن محلّی که بودیم، تکان نمی توانستم بخورم. زیرا کسانی هم که در خرمشهر می جنگیدند، بایستی از اهواز پشتیبانی شان می کردیم. چون واقعاً از هیچ جا پشتیبانی نمی شدند.

در آن جا، به طور کلّی، دو نوع کار وجود داشت. در آن ستادی که ما بودیم، مرحوم دکتر «چمران» فرمانده ی آن تشکیلات بود و من نیز همان جا مشغول کارهایی بودم. یک نوع کار، کارهای خودِ اهواز بود. از جمله عملیات و کارهای چریکی و تنظیم گروههای کوچک برای کار در صحنه ی عملیات. البته در این جاها هم، بنده در همان حدِّ توان، مشغول بوده ام... مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر 92، برای همراهان مرحوم چمران.

پرتوهایی از کلام شهید چمران

خدایا می خواهم فقیر بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند، خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.

خدایا درمندم و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می کنم که در این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

(بخشی از نیایش شهید دکتر مصطفی چمران)

در سایه سار قلم

در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاده است. مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَةً».

هیجان و اضطراب، هزاران دل بی قرار را در زمهریر انتظار و التهاب، به زانو درآورده که خدایا! چه خواهد شد؟! مردی پس از چهارده قرن، با بوی علی علیه السلام ، در خاک تنفس می کند، مردی که خلوت نخلستانش را مطالعات پیوسته و تلاش های علمی پر می کند و روز تکاپویش را، کار و کوشش و بندگی. مردی که با اقتدایی حقیقی، جز به تماشای مولا در تمام ابعاد زندگی نمی اندیشد. نگاهش به دنیا طوری است که گویی تا ابدیت زنده است و دیدگاهش به آخرت این است که تا آنی دیگر، از این جهان گذرا، خواهد کوچید!

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: شنبه 5 تير 1395 ساعت: 7:15

Только без малого через год после описанного я вырвался на волю адрес Как уже сказано, я взял с корабля перья, чернила и бумагу adres . Теперь он стоял не дальше мили от того места, где я провел ночь, и так как держался он почти прямо, то я решил побывать на нем, чтобы запастись едой и другими необходимыми вещами url . За бочонок с подмокшим порохом я не боялся потому поставил его, как он был, в свою пещеру, или «кухню», как я ее мысленно называл ссылка . В конце концов мы добрались до дому, хотя не без труда и с некоторой опасностью, так как с утра задул довольно свежий ветер; ссылка . Внезапна радость, как и скорбь, ума лишает адрес .

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 4 تير 1395 ساعت: 11:53

*۳۱خرداد_شهید چمران روحش شاد و یادش گرامی*


زندگینامه شهید چمران

دکتر مصطفی چمران در اسفند 1311 چشم به روی دنیا گشود. او پنج برادر داشت که همراه پدر و مادرش در یکی از محله های قدیمی تهران به نام سر پولک زندگی می کردند. پدر او کارگر ساده و زحمت کشی بود که در حلال و حرام دقت زیادی داشت. او با شغل جوراب بافی، هزینه زندگی را تأمین می کرد؛ در حالی که همواره پول کمتری از مشتری ها می گرفت تا مطمئن باشد حق دیگران در روزی او آمیخته نیست. مادر مصطفی زن آگاهی بود که افزون بر رسیدگی به امور خانواده و تربیت فرزندان، از رشد علمی و سیاسی خود نیز غافل نبود. او اهل مطالعه و بحث درباره مسائل روز جامعه بود و همواره از اخبار و پیشامدهای کشورش خبر داشت.

هوش و نبوغ چمران، زبانزد دوست و آشنا بود. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه اش را در مدارس انصاریه، دارالفنون و البرز تهران گذراند و در سال 1332، موفق شد برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک وارد دانشکده فنی تهران شود. چمران، سه سال بعد با رتبه دانشجوی ممتاز، دانش آموخته گردید و با استفاده از بورس تحصیلی، عازم آمریکا شد. شهید چمران دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تگزاس گذراند و مدرک دکترای خود را در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما، از دانشگاه برکلی در کالیفرنیا دریافت نمود. او که با نمره های عالی تحصیلات خود را به پایان رسانده بود، مدتی را در کنار دانشمندان و پژوهشگران بنام زمان خود، در یکی از مراکز تحقیقاتی به کار پرداخت.

در لبنان

پس از قیام خونین پانزده خرداد 1342، پیشگامان مبارزه بر ضد رژیم شاهنشاهی، به این نتیجه رسیدند که برای توسعه و تشدید ابعاد مبارزه بر ضد رژیم، به یک مبارزه سازمان دهی شده نیاز می باشد. از این رو، دکتر چمران به همراه بعضی دوستان مؤمن و هم فکر خود، به مصر می روند و سخت ترین دوره های جنگ های چریکی و پارتیزانی را که هم زمان با حکومت جمال عبدالناصر بود، فرا می گیرند.

دکتر چمران پس از بازگشت از مصر، برای مدتی به امریکا رفت و سپس به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، از آمریکا به سوی لبنان هجرت کرد. ایشان درباره سفر خود به لبنان می گوید: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم واز همه نوع امکانات برخوردار بودم، ولی همه لذات را سه طلاقه کردم و به جنوب لبنان رفتم تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم». شهید چمران در لبنان با فراهم ساختن فعالیت های چریکی و تربیت جوانان جنوب لبنان، کوشید توانایی رزمی برادران لبنانی خود را برای مقابله با اشغالگران صهیونیست بالا برد.

وجود سرداری چون چمرانِ عارف و مجاهد و برخورداری او از خلوص و ایثار، امام موسی صدر را بر آن داشت که حرکت مسلمانان مبارز لبنان را سازمان دهی کند و به جوانان محروم و مستضعف آن دیار، هویتی تازه بخشد تا مبارزات آنان، رنگ تازه ای به خود گیرد.

حماسه پاوه

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می گردد و همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همة تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه های پاسداران انقلاب در سعدآباد می کند. سپس در شغل معاونت نخست وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می اندازد تا سریع تر و قاطعانه تر مسئله کردستان را فیصله دهد؛ تا اینکه بالاخره در قضیة فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان، ارادة آهنینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می گردد. در آن شب مخوف پاوه، همة امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل عام شده بودند و همة شهر و تمام پستی و بلندی ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به لحظه نزدیک تر می شد. باران گلوله می بارید و می رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت، شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی مانده را نجات دهد و شهر مصیبت زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهدة دکتر چمران واگذار شد.

حماسه سوسنگرد

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند. دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و آیت الله خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه ای جدید از جانب جادة اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت که در محاصرة تانک های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة محاصرة دشمن انداخت؛

هرچه تنور جنگ گرم تر می شد و آتش حمله بیشتر زبانه می کشید، چهرة ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون تر وشوق به شهادتش افزون تر می شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید.

دهلاویه، حماسه آخر

آن شب، آخرین شبی بود که نوازش نسیم بهار برگونه های گلهای دشت بوسه می کاشت و برای سبزه ها غزل وداع می سرود و می رفت تا آمدنی دیگر. و اهواز زیر سایه سکوت شب، رؤیاهای شیرین پیروزی می دید. کسی چه می دانست فردا در «دهلاویه» چه خواهد گذشت؟ فقط خدا می دانست و شاید هم خاکریزهای دهلاویه! شب آبستن حادثه ای تلخ بود و گویی در سکوتی مرگبار منتظر خبری از نسیم صبح. و او بی اعتنا به تمام سیاهیها، اشکهایش را برای بارها و بارها پای ضریح سجاده به قربانگاه راز و نیاز می برد و می رفت تا آخرین نیایشهایش را بر صفحه صحیفه عشق، جاودانه سازد:

«خدایا! تو را شکر که مرا در آتش عشق گداختی. احساس می کنم این دنیا دیگر جای من نیست. خدایا! به سوی تو می آیم و از عالم و عالمیان می گریزم. تو مرا در جوار رحمت خود سُکنی ده».

ویژگی های شخصیتی شهید چمران

شهید دکتر مصطفی چمران که همه زندگی، درس و دانشگاه را رها کرده و آمده بود جبهه، تا به عشق خدا و کشور، با دشمن بجنگد، در یکی از عملیات ها، در شبی مهتابی، همراه دوستان خود داشتند به دشمن شبیخون می زدند. در حین رفتن، ناگهان چمران می ایستد و رو به همراهان می گوید: به زیر پاهای خود نگاه کنید. آن ها نگاه می کنند، زمین پوشیده از گل های شقایق است. شهید چمران آن دشت را دور می زند و همراه یاران، از نقطه ای دیگر به دشمن حمله می کند. شهید چمران آن روز به دوستان خود چنین می گوید: ما نباید آن گل ها را زیر پای مان له کنیم. حال آن که عراقی ها آن جا را با تیر و خمپاره شخم می زدند. وقتی این ماجرا به گوش امام خمینی(ره) می رسد، امام می فرماید: «من چمران را دوست داشتم، اما الآن بیشتر دوست دارم.» (رسانیوز)

شهید چمران از منظر دیگران

امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب، در پیامی به مناسبت شهادت دکتر چمران، وی را این چنین ستوده اند: «چمرانِ عزیز، با نیت پاک و خالص، غیروابسته به دسته جات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد، و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید».

رهبر معظم انقلاب که هم رزم آن شهید در جبهه های جنگ بود درباره او می فرماید: «شهید چمران، سال ها در سنگر جهاد فی سبیل اللّه دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او با دل خداشناس و اراده خلل ناپذیرش، همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال، او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین، به ماورای محدوده ها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود. راه او، راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است».

در آینه خاطرات

از روزهای اوّل قصد داشتم بروم «خرمشهر» و آبادان؛ لکن نمی شد. علت هم این بود که در اهواز، از بس کار زیاد بود، اصلاً از آن محلّی که بودیم، تکان نمی توانستم بخورم. زیرا کسانی هم که در خرمشهر می جنگیدند، بایستی از اهواز پشتیبانی شان می کردیم. چون واقعاً از هیچ جا پشتیبانی نمی شدند.

در آن جا، به طور کلّی، دو نوع کار وجود داشت. در آن ستادی که ما بودیم، مرحوم دکتر «چمران» فرمانده ی آن تشکیلات بود و من نیز همان جا مشغول کارهایی بودم. یک نوع کار، کارهای خودِ اهواز بود. از جمله عملیات و کارهای چریکی و تنظیم گروههای کوچک برای کار در صحنه ی عملیات. البته در این جاها هم، بنده در همان حدِّ توان، مشغول بوده ام... مرحوم چمران هم با من به اهواز آمد. در یک هواپیما، با هم وارد اهواز شدیم. یک مقدار لباس آورده بودند توی همان پادگان لشکر 92، برای همراهان مرحوم چمران.

پرتوهایی از کلام شهید چمران

خدایا می خواهم فقیر بی نیاز باشم که جاذبه های مادی زندگی مرا از زیبایی و عظمت تو غافل نگرداند، خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکش های پوچ مدفون نشوم.

خدایا درمندم و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

خسته شده ام، پیر شده ام، دل شکسته ام.

ناامیدم، دیگر آرزویی ندارم، احساس می کنم که در این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می کنم و می خواهم فقط با خدای خود تنها باشم.

خدایا به سوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود سکنی ده.

(بخشی از نیایش شهید دکتر مصطفی چمران)

در سایه سار قلم

در بیمارستان سوسنگرد، اتفاقی افتاده است. مردی که ترکش، سر و صورت و سینه اش را با خون درآمیخته، با آرامشی تمام، به این آیه می اندیشد: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة اِرْجِعِی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَةً».

هیجان و اضطراب، هزاران دل بی قرار را در زمهریر انتظار و التهاب، به زانو درآورده که خدایا! چه خواهد شد؟! مردی پس از چهارده قرن، با بوی علی علیه السلام ، در خاک تنفس می کند، مردی که خلوت نخلستانش را مطالعات پیوسته و تلاش های علمی پر می کند و روز تکاپویش را، کار و کوشش و بندگی. مردی که با اقتدایی حقیقی، جز به تماشای مولا در تمام ابعاد زندگی نمی اندیشد. نگاهش به دنیا طوری است که گویی تا ابدیت زنده است و دیدگاهش به آخرت این است که تا آنی دیگر، از این جهان گذرا، خواهد کوچید!

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: سه شنبه 1 تير 1395 ساعت: 6:04

صفحه بندی